تبليغاتX
دوربینانه

هنری که در بسیاری از زمان ها و به اقتضای بسیاری ناتوانی ها در برقراری و ایجاد معنی در همنوع خود،به عنوان مدیومی فاخر و کارآمد از همان دوران زیست های بدوی با بشر همراه بوده است،هنری نیست جز نمایش که باید گفت که طلایه دار ارتباطات انسانی است.هنری که با وجود پیشرفت فناوری ها و بالا رفتن سرعت توسعه علم ،همچنان خود را پا به پای علوم دیگر در مسیر توسعه رفتار،کنش ها وروابط انسانی حفظ نموده است.انسانهای اولیه پیش از آنکه بحث و جدل های کلامی و فلسفی پدید آید سعی بر آن داشتند که از طریق اندام و حرکات خود در یکدیگر ایجاد معنی کنند که در واقع این ایجاد معنی به ساده ترین صورت بخش کوچکی از کاربرد هنر نمایش را نمایان می سازد و این صورت بدوی امروزه با قرار گرفتن در مسیر کلی توسعه بشری بسیار دقیق تر و علمی تر مطرح می گردد.تاتر هنری است کاملا درونی که در واقع رجوعی عمیق به حس درونی انسان دارد و عبوری است هنرمندانه از هزارتوهای افکار و احساسات و امیال آدمی و مفهوم سازیهایی که در مجموع می تواند سازنده ی بسیاری از بناهای تخریب شده ی فکری انسان ها باشد و در مسیر تکامل به آنها یاری رساند.باید به این نکته نیز توجه داشت که یکی از فاکتورهای توسعه در هر کشوری کرسی های تاترآن کشور است..کرسی هایی که پذیرای مخاطبی آگاه باشد تا حضور این مخاطب آگاه هم هنرمند و خالق یک اثر هنری را مجاب به تولید اثری کارآمد در جهت اعتلای هنر و همچنین اعتلای منش انسانی کند.هر هنری با وجود مخاطب است که عینیتی قابل توجه می یابد.این تماشاکن یک اثر هنری است که عیار آن را مشخص می کند و در مانایی یا میرایی آن اثر نقش دارد،البته باز هم قابل ذکر است که مخاطب باید آگاهی کافی در مواجهه با یک اثر را داشته باشد و بتواند از جنبه های گوناگون به سرشکن کردن معانی پیام های سرازیر شده به سوی خود بپردازد و مادامی که ما دارای چنین تماشاگری باشیم نتیجه آن خواهد شد که صرف نظر از کمیت تقاضا هنرمند با صعود کیفیت تقاضا مواجه می شود و دیگر به خود اجازه ی به روی صحنه بردن هر نمایشنامه ای را نمی دهد.مخاطب باید دید خود را از سطح به عمق جریان یک اثر هنری بکشاند و نمادها و نشانه ها را کدگشایی کند تا بتواند ارتباطی را که هنرمند با او برقرار ساخته به بهترین نحو پاسخگو باشد نه اینکه به تاتر به عنوان ابزاری برای گذران وقت نگاه کند.در کتابی آمده بود که ما به هنر اینگونه می نگریم که به طور مثال پس از آن که متوجه گوشه ای از دیوار اتاق می شویم که به شدت خالی است و از طرفی هم ترکی برداشته و این نما اصلا و ابدا صورت خوشی ندارد،پس به بازار که رفتیم از میان تابلوهای نقاشی که در بازار موجود است یکی را انتخاب می کنیم ،بدون توجه به اینکه این تابلو اثر یک نقاش بزرگ و صاحب سبک است یا نه،کار یک هنرمند گمنام.در واقع تنها به این می اندیشیم که فضای خالی دیوار را پر کنیم و ترک روی دیوار را هم پنهان نماییم.حرف بر سر این است که ارزش نهادن به هر هنری خود هنری بزرگتر است.بدون توجه به اینکه این هنر را متعلق به قشر خاصی بدانیم تماشای تاتر را در سبد مصرفی خود قرار دهیم.یکی از معیارهای سنجش کیفیت هر نمایشی تماشاگر آن است و این تماشاگر آگاه است که ارزش وجودی یک نمایش را تعیین می کند.حال در کنار این همه حرفی که راجع به مخاطب شد و دم از آگاهی او زده شد این را نیز باید عنوان نمود که بخشی از این آگاه کردن مخاطب بازمی گردد از طرفی به سوی خود هنرمندان و اینکه در قالب پیام های ساده مخاطب را با مفاهیم و ساختار هایی که به نظر می رسد هر کسی از آن آگاهی ندارد، آشنا سازد،و از سوی دیگر به رغم نیاز اجتماعی به آموزش از طریق تیوریک ،مولفان و نویسندگان هم باید با در نظر داشتن سطح آگاهی مخاطب و در واقع مخاطب شناسی که خود مبحثی جدا می پذیرد،دست به تالیف کتابهایی که مخاطب را روی موج آموزش صحیح و کارآمد حرکت می دهد بزنند و قدمی دیگر در جهت تعمیق و گسترش هنر به خصوص هنر تاتر بردارند.در آخر اینکه با شناخت مخاطب از فاکتورهای مورد نیازش او حتی می تواند پستی و بلندی های ساختمان پیچیده ی یک نمایش را در نوردد و اعمال و حرکات بازیگران را که نشان دهنده ی علو طبع و یا بازگو کننده ی خصال آدمی در پیکار با زندگی است را باز شناسد و بسیاری از شک و شبهاتی را که در زندگی دارد از این طریق هنرمندانه صیقل دهد.

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در سه شنبه 1387/02/24 و ساعت 8:6 بعد از ظهر |

رد پایی از ایران نیست

 آثار بخش مسابقه کن معرفی شدند

 

 

20فیلم برای بخش مسابقه ی جشنواره ی کن برگزیده شد.شصت و یکمین دوره این جشنواره قرار است در 14 مه با نمایش فیلم"ویکی کریستینا بارسلونا " به کارگردانی "وودی آلن" آغاز شود.از میان حدود 30فیلم بلندی که از سینمای ایران معرفی شده بود تنها فیلم"ترانه تنهایی تهران"به کارگردانی سامان سالور تا آخرین لحظات کاندیدای حضور در بخش مسابقه بود ،اما در آخر جشنواره یشصت و یکم کن رد پایی از سینمای ایران را در خود نخواهد دید.  از نکات جالب دیگری که باید به آن اشاره کرد تقدیر از"جیم جارموش"کارگردان مطرح آمریکایی به عنوان مربی طلایی و برگزاری کلاسهای پیشرفته ی فیلمسازی توسط "کویینتین تارانتینو" در حاشیه ی جشنواره خواهد بود.

از فیلمسازان معروفی که شاید به نوعی چشم امید بیشتری برای تصاحب نخل طلای امسال دارند میتوان به کلینت ایستوود با فیلم (بچه عوضی)، ویم وندرس با (فیلمبرداری از پالرمو)، استیون سودربرگ با (چه) و آتوم آگویان با (ستایش) اشاره نمود.

حضور استیون اسپیلبرگ هم با (ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه ی بلورین) در بخش خارج از مسابقه جالب توجه است و همچنین حضور امیر کاستاریکا با فیلم (مارادونا) در بخش نمایش های نیمه شب این جشنواره خالی از لطف نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در پنجشنبه 1387/02/05 و ساعت 2:42 بعد از ظهر |

کیا رستمی،جلیلی،تقوایی،پناهی،مجیدی و مهرجویی.هر چی فکر میکنم نمی تونم اسم هیچ کدوم رو از اندک سینمای ایران حذف کنم.سینمایی که حضورش در عرصه های بین المللی رو با آثار این فیلمسازان تجربه کرده.بحث من بر سر این آخریه. مالک "اجاره نشین ها".داریوش مهرجویی این بار در پیاده روهای ایران بود.با یک پسر "سنتوری" که شاید حرفاش به مزاج خیلی ها خوش نیومد. به نظر من "سنتوری "با هر ساختاری که ارایه شد، حاکی از لبریز شدن کاسه ی صبر داریوش مهرجویی بود.این سخن کوچولو رو داشته باشید تا بعد که مفصل در مورد مهرجویی و جریان سنتوری با هم باشیم.

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در چهارشنبه 1386/12/15 و ساعت 8:34 بعد از ظهر |
اصولن به نظر همه احترام می ذارم  و این حق رو به خودم نمی دم که افکار کسی رو فیلتر کنم. عرض اینکه تحمل آدمهای بی منطق رو که فکر می کنن مطلب قبلی از روی غرض نوشته شده رو ندارم و باز هم تکرار میکنم که این موضوع با تمام محتویات انسانی وغیر انسانیش بیش از این قابل بحث نیست و اینکه مشمیز کننده اند آدمهایی که همه چیز رو در ظرف کلاس و این خزعولات می سنجن و هر کس اعتراض داره و فکر می کنه که من دارم اشتباه می کنم ،بنده حاضرم به تمام شبهاتی که در این مورد براشون پیش اومده  رو در رو پاسخ بدم.عزیز دل اگر شما هم به افکار خودت احترام میذاری و پابند به صحبت های خودت هستی به دور از هر گونه فرافکنی از پشت دیوار دنیای مجازی بیا بیرون،وگرنه هیچ اظهار نظری نکنی بهتره.البته به عنوان پیشنهاد گفتم.موفق باشی. 

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در پنجشنبه 1386/12/02 و ساعت 7:25 بعد از ظهر |

                                                                                                                                      چاپلین می گه:در دنیا برای همه ی آدمها جا به اندازه ی کافی هست.بجای اینکه تلاش کنیم جای دیگران رو اشغال کنیم بگردیم جایگاه واقعی خودمون رو پیدا کنیم.

بگذار دلم بگوید و گوش تو بشنود،بگذار زبان سرخم روی تو را سرخ تر کند.

میگم این طرف مگه کی بود که با عزیمت از دانشگاه همه رو خوشحال کرده؟اصلا مهمه؟این بنده خدا فکر می کرد که بود،غافل از اینکه هیچوقت نبود.استاد!!!!!!!!!!!؟دلتون خوشه؟هر گردی که گردو نمی شه.اگر قرار بر آموختن بود که عایدی ما از این مقوله صفر بود،چه بسا که بعضی چیزها رو هم دوستان به ایشان آموختن.البته کم لطفی نشه.من یاد گرفتم به همه عالم و آدم شکاک باشم.فهمیدم که همه ی تنابنده های دنیا قصد توطعه بر علیه من رو دارن.آموختم که برای رسیدن به مقام و منصب دست به هر کاری بزنم و به هر قیمتی که شده رقبا رو از عرصه فید کنم و متوجه شدم که رو در رو به همه احترام بذارم و ابراز ارادت کنم و پشت سر...

بچه های عزیز یادتون باشه همیشه برای موفقیت از کاه کوه بسازین و به کارهای کوچیکتون ارزش کاذب بدین،شاید شما هم گوشه ای از سند چشم انداز ۲۰ ساله رو در دست گرفتین.

متاسفانه برای بعضی ها انگار هیچ جایگاهی تعریف نشده و برای پر کردن این خلاء اجتماعی سعی بر سوء استفاده از دیگران برای رسیدن به اهداف دون بهای خودشون دارن.

مطلب آخر اینکه چند صباح پیش بود که یه کلاغی در توهم خودش از تنگ نظری یه طوطی خوش سخن رو تو قفس کرده بود،اما حالا با رای جمعی و با تکیه بر خرد جمعی به کلاغ تفهیم شد که طوطی داره آادانه زندگی می کنه و این تو هستی که در زندان توهمات خودت به سر می بری.

دیگه اینکه جایت که سبز نیست ولی یادت بخیر.

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در چهارشنبه 1386/11/24 و ساعت 6:34 بعد از ظهر |

حضور دکتر حمید ضیایی پرور در دانشگاه آزاد اسلامی دماوند باعث شد که بار دیگر محکوم به بازگشت به فضای روزنامه نگاری الکترونیک شوم.این حضور را به فال نیک گرفته وتجربه ای خاطره انگیز را در ذهنم به ثبت می رسانم.قبلا از تمامی عزیزانی که در برپایی این همایش همت نمودند،تشکر می کنم .                                                                                                                                                                                                                                        

دکتر حمید ضیایی پروردر همایش سایبر

ژورنالیسم در دماوند مطرح کرد:

 

ایجاد رشته ی سایبر ژورنالیسم

در دانشگاهها

صبح دیروز دکتر ضیایی پرور در همایش سایبر ژورنالیسم در دماوند،دیدگاه خود را تا 5سال آینده ،حضور روزنامه نگاری الکترونیک به عنوان رشته ای مجزا در دانشگاهها اعلام کرد.

عضو هیات علمی اولین کنفرانس روابط عمومی الکترونیک با اشاره به اینکه وبلاگها را به عنوان یک رسانه می شناسد ،آن را اولین گام در روزنامه نگاری الکترونیک دانست.

وی گفت:بسترهای فنی و شبکه ای وسخت افزاری مناسب در زمینه ی روزنامه نگاری الکترونیک نیست و تلاش ما به دلیل اثبات ادبیات سایبر به مدیران علمی برای پیشرفت این حوزه بوده است.

وی در ادامه به مباحثی چون انواع ژورنالیسم،انواع رسانه ها،انواع رسانه های آن    لاین،اشکال روزنامه نگاری سایبر،ویژگی،مهارت و نقاط ضعف و قوت آن نیز اشاره نمود.

در پایان این همایش که به همت باشگاه پژوهشگران جوان در دانشگاه آزاد اسلامی دماوند و در حضور جمعی از اساتید و دانشجویان ارتباطات برگزار شد،ازتعدادی خبرنگار فعال در دانشگاه و سطح شهر دماوند تقدیر به عمل آمد.

 

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در پنجشنبه 1386/06/01 و ساعت 1:18 قبل از ظهر |

روزنامه نگاری سایبر(مجموعه مقالات)نام کتابی است که توسط حمید ضیایی پور گردآوری و به همت واحد علوم وتحقیقات به چاپ رسیده است.در میان این مقالات نامهای آشنایی به چشم می خورد که قابل توجه ترین آنها سرکار خانم بی بی سادات میر اسماعیلی است .مقاله ی ایشان زیر عنوان (بررسی اسناد جهانی سازمان ملل درباره ی جامعه اطلاعاتی وآزادی اطلاعات) به چاپ رسیده است.

چکیده مقاله

در مقاله حاضر اسناد جهانی سازمان ملل درباره جامعه اطلاعاتی و آزادی اطلاعات به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.هدف اصلی این پژوهش بررسی روند مصوبات اسنادسازمان ملل درباره (جامعه اطلاعاتی) و(آزادی اطلاعات) و همچنین آشنا کردن ایران با مباحث اصلی پیرامون جامعه اطلاعاتی و آزادی اطلاعات در اسناد سازمان ملل برای مشارکت فعالانه ایران در جامعه اطلاعاتی می باشد، انتظار می رود با نتایج این بررسی دولتمردان بتوانند شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را برای جامعه اطلاعاتی فراهم نماید.

برای انجام این پژوهش نمونه ای به حجم 390 ماده یا قانون یا پروتکل از اسناد سازمان ملل از سال 1985 تا 2003 انتخاب و متغیرهای مورد نظر در این نمونه جستجو شد.

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در دوشنبه 1386/02/24 و ساعت 1:23 قبل از ظهر |

جریان از آنجا پا گرفت که بابک قصد داشت دو نفر رو به عنوان چهره ی هفته انتخاب کنه که قرار بر این شد که بعد از دکتر آذری که در وبلاگ بابک به عنوان چهره ی هفته انتخاب شده بود من هم چهره ی تاثیر گذار بعدی رو در وبلاگم معرفی کنم.حالا احساس می کنم شرایط محیاست برای این معرفی.

                                          استاد بی بی سادات میراسماعیلی

چند روز پیش پشت در کتابخانه جمله ای از استاد مطهری به چشمم خورد بدین شرح:(من ستایشگر آن معلمم که به من اندیشیدن بیاموزد نه این که اندیشه ها را بیاموزد)

استاد میر اسماعیلی از اشخاصی است که در کنار معدود اساتید دیگرمان واژه ی اندیشیدن را برای ما خوب صرف کرد.به جرات می توانم بگویم که در حد توان، ارتباطات را کاربردی کرده است.اما سوای این صحبت ها چیزی که ما را وادار به انتخاب استاد میراسماعیلی به عنوان چهره ی هفته کرد مقاله ی  ایشان بود. این مقاله در کتابی که مجموعه مقالاتی با عنوان سایبر ژورنالیسم  را گردآوری کرده بود واز سوی  واحد علوم و تحقیقات روانه ی بازار شده بود به چشم ما خورد که در اسرع وقت سطور کوتاهی در مورد محتوای این مقاله خواهم نگاشت.

امیدوارم همیشه موفق و موید وپیروز باشید.

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در شنبه 1386/02/22 و ساعت 2:56 قبل از ظهر |
سرزنش شدم که چرا نمی نویسم.دو تا دلیل داره:

۱.اینکه کامپیوترم خراب خراب شده و انسجام فکریم به هم ریخته.(البته از اولم ذهنم انسجام لازم رو نداشت.)

۲.دومین دلیل اینکه دوست خوبم بابک احمدی به دلیل فعالیت زیاد و مثمر ثمرش در فضای مجازی عرصه رو به من تنگ کرده و این تنگی عرصه باعث مباهات بنده اس که چنین دوست خوبی دارم.

الان آمدم اینو به عرضتون برسونم که من قرار بود مطلبی رو که بابک تو وبلاگش وعده داده امروز به نمایش بزارم که متاسفانه منبع اصلی در اختیارم نیست.اما سعی میکنم در اسرع وقت خدمتتون برسم با انجام وظیفه ای که بابک خان به ما سپرده.

راستی همایش ارتباطات رو فراموش نکنید.حتمن با دست پر بیایید.یادتون باشه که کشتی ارتباطات یکبار دیگه حرکت کرده و میخواد چشمه ی دماوند رو به دریا تبدیل کنه.

 

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در شنبه 1386/02/08 و ساعت 10:3 بعد از ظهر |

ما هم مرور کنیم:اسکورسیزی؟

کداک تیه تر 26 فوریه روز بزرگی را تجربه کرد.سن این سالن یکی از سنگین ترین روزهای خود را پشت سر گذاشت.(لطف کنید دوباره پاکت اسامی را مرور کنید)این جمله ای است که مارتین اسکورسیزی بعد از اعلام نامش به عنوان بهترین کارگردان در مراسم اسکار 79 به زبان آورد.بله،سرانجام (مارتی بزرگ)فیلمساز بزرگ هالیوود آکادمی اسکار را تسلیم هنرنمایی خود کرد و مجسمه زرین اسکار را برای فیلم (مرحوم) از آن خود نمود.این بار حضور هیچ فیلمسازی نتوانست اسکورسیزی را ناکام از رسیدن به جایزه ی اسکار کند.این اتفاق در حالی رخ داد که سن سالن کداک تیه تر قدمهای سنگینی را روی دوش خود احساس می کرد.حضور بزرگانی چون (استیون اسپیلبرگ) ، (جرج لوکاس) و(فرانسیس فورد کاپولا)در کنار مارتی شب به یاد ماندنی را برای همه رقم زد.ما هم مرور کنیم:...................................................اسکورسیزی؟

THE DEPARTED مرحوم

کارگردان:مارتین اسکورسیزی

فیلمنامه:ویلیام مونهان(اقتباس از فیلم امور جهنمی)

مدیر فیلمبرداری:مایکل بالهاوس

تدوین:تلما شونمیکر

تهیه کنندگان:براد پیت،براد گری،گراهام کینگ

بازیگران:لیوناردو دی کاپریو(بیلی کاستیگان)-مت دیمون(کالین سالیوان)

جک نیکلسون(فرانک کاستلو)-مارک والبرگ(گروهبان دیگنام)

مارتین شین(سروان کینان)-ری وینستون(آقای فرنچ)

الک بالدوین(سروان الربای)

محصول 2006آمریکا-151دقیقه

+ نوشته شده توسط میثم محمدی در چهارشنبه 1385/12/09 و ساعت 1:28 قبل از ظهر |